قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2217
تاريخ الفي ( فارسى )
مترجم كتاب ملكنامه آورده كه چون مسعود از معركهء سلجوقيّه روى بتافت ، هزار كس از اعيان لشكر مسعود اسير و دستگير آل سلجوق شد . امّا چغرى بيگ همه را آزاد و راحله « 1 » داده رخصت فرمود . و چون اين معركه به اين وجه فيصل پذيرفت چغرى بيگ بىتوقّف با لشكرى [ 262 الف ] متوجّه بلخ گشت . والى بلخ چون خبر توجّه چغرى بيگ شنيده ، شهر را محافظت نموده به اسباب محاربه و مقاتله پرداخت . چغرى بيگ چون به حوالى بلخ رسيد ، ايلچى پيش او فرستاده پيغام داد كه : « بعد از آنكه پادشاه شما طاقت مقاومت ما نياورده به آن وضع كه به تو معلوم شده باشد گريخته ، تو را در مقام جدال و قتال آمدن بسيار حماقت و خرافت است . مناسب آن است كه شهر را گذاشته متوجّه پادشاه خود گردى تا به اتّفاق آنچه توانيد كرد بكنيد ، و گرنه چون روايت از شما به واسطهء افعال شنيعه و ظلم برگشته يقين كه اين شهر فتح خواهد شد و تو به انواع سياست و عذاب معذّب خواهى بود . ( القصّه ، والى بلخ اين سخنان را حرف و صوت پنداشته به اعلان كلمهء عصيان مبادرت نمود و رايت شقاق و عناد برافراشته برج و باره به مردم سپرده مهيّاى جنگ شد . بنابراين ، چغرى بيگ فرمود تا در حوالى بلخ دست به غارت و تاراج برآورده در ظاهر آن بلده ديارى را نگذاشتند . ) « 2 » در اين اثنا ، خبر رسيد كه مودود بن مسعود با طايفهاى از بهادران لشكر متوجّه است و دو هزار سوار جرّار به رسم قراولى نزديك رسيدند . چون چغرى بيگ بر اين حال اطلاع يافت فى الحال جمعى از تراكمه را به دفع ايشان نامزد فرمود . بعد از تلاقى فريقين ، حربى صعب روى نمود و خلقى بسيار از غزنويّه به قتل رسيده و مودود بن مسعود طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد . چون والى بلخ بر اين حال اطلاع يافت از كردهء خود پشيمان شده جمعى از علما و مشايخ را از شهر بيرون فرستاده در مقام اعتذار شد . چغرى بيگ گناه او را به ذيل عفو و اغماض پوشيده دست تعرّض به او و اتباعش نرسانيد و شهر بلخ را نيز به تصرّف خود درآورد . در اين اثنا ، خبر رسيد كه خوارزمشاه « 3 » متوجّه ملازمت است . چغرى بيگ چون خبر توجّه خوارزمشاه را شنيد بلخ را به سردارى صاحبوجود سپرده به طريق سير و شكار متوجّه كنار جيحون شد . در آن سرزمين ، خوارزمشاه در سلك ملازمان انتظام يافت .
--> ( 1 ) . راحله : مركب و ستور سوارى . - و . ( 2 ) . ق : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 3 ) . وى اسماعيل خندان ، يكى از پسران آلتونتاش خوارزمشاه بود كه در ايّام كشمكش سلطان مسعود غزنوى با تركمانان سلجوقى ، ولايت خوارزم را از چنگ عمّال غزنويان بيرون آورد .